تبلیغات
مطالب اینترنتی - مصاحبه ای کوتاه با عقل؛ احساس آشفتگی و سردرگمی از کجا می‌آید؟
 
مطالب اینترنتی



خوانندگان محترم، در اینجا توجه شما را به گفته های “کمک خواه” و “عقل” جلب می نماییم. شاید شما هم مثل این شخص به کمک عقل نیاز داشته باشید:

روح الله رستگار صفت- کارشناس حوزه/ بخش اعتقادات شیعه تبیان

عقل

خوانندگان محترم، در اینجا توجه شما را به گفته های “کمک خواه” و “عقل” جلب می نماییم. شاید شما هم مثل این شخص به کمک عقل نیاز داشته باشید:
کمک خواه: ممنونم که این امکان را فراهم کردین که از تون کمک بگیرم.

تکلیف خودت را نمی دانی. در زندگی هدف مشخصی نداری. کسی که علاقه ها و هدف های خود را بداند و راه رسیدن به آنها رو هم بدانه و واقعا هم بخواد در آن راه حرکت کنه، محاله دچار این سردرگمی هایی بشود که تو دچارش هستی.

عقل: من اساسا خلق شده ام که خدمتکار شما باشم.
کمک خواه: فکرهای درهم برهمی دارم و بعضی وقتها اصلا فکرم کار نمی کنه. گاهی هم دلم می گیره و تو خودم میرم. وقت کافی برای کارهایم ندارم و همیشه از برنامه هایم عقب هستم. فکرهام هم مرتب عوض میشه.
عقل: با آرامش و شمرده صحبت کن بفهمم- و به عبارت دیگه خودت بفهمی- که چه می گویی. یکی از چیزهایی که خیلی اذیتت می کنه رو بگو.
کمک خواه: مثلا همین که همیشه از برنامه هایم عقب هستم.
عقل: منظورت از “برنامه هایم” چیست؟ اینقدر کلی و مبهم حرف نزن. اصلا بگو ببینم برنامه هایت چیست که می خواهی انجام دهی.
کمک خواه: خب این که خیلی واضح است. از شما انتظار نداشتم اینگونه با من صحبت کنین.
عقل: من می فهمم که چه می گویم. نکنه از من انتظار داری که معجزه کنم در حالی که روش کار من آن است که باید سوالها برایم خوب روشن شده باشد تا بتوانم به آنها جواب بدهم. ضمن آنکه “حرف کلی” زدن و “حرف مبهم” زدن نشانه آن است که خودت و توانایی هایت و علایقت را نمی شناسی. هدف درست و ثابتی برای زندگی انتخاب نکرده ای و به عبارت دیگر خودت هم نمی دانی می خواهی در زندگی چه کنی.
کمک خواه: من هیچوقت بیکار نیستم. البته راستش رو بخواهی بعضی وقتها تو فکر می رم و خیالاتی و گاه توهمی می شم. بعضی وقتها هم افسرده هستم اما بقیه وقتها مشکلی ندارم. نه تنها مشکل ندارم بلکه وقت هم کم می آورم.
عقل: این ها همه به سبب همان است که تکلیف خودت را نمی دانی. در زندگی هدف مشخصی نداری. کسی که علاقه ها و هدف های خود را بداند و راه رسیدن به آنها رو هم بدانه و واقعا هم بخواد در آن راه حرکت کنه، محاله دچار این سردرگمی هایی بشود که تو دچارش هستی.
کمک خواه: خب انسان باید در زندگی چه کند؟
عقل: باز هم که مبهم و کلی حرف زدی! کسی که جواب درست می خواد باید سوال درست بپرسه. بجای این که به فکر همه انسان ها باشی و ادای فیلسوفها رو در بیاری در درجه اول به فکر این باش که خودت رو از مشکلی که داری خلاص کنی. بنابراین بهتر بود درباره خودت سوال کنی.
کمک خواه: اصلاح می کنم: من در زندگی باید چه کنم؟
عقل: به کمک من امیدوار باش؛ اما اول خودت حرکتی کن تا من بتونم به تو کمک کنم. به نظر من فوری ترین کاری که داری اونه که درباره خودت و توانایی هایت و علاقه هایت و مسیر حرکت زندگی ات خوب فکر کنی. این کار از تماشای هر فیلم و انجام هر بازی و صحبت با هر دوستی برای تو مهم تر است.
اگر معتقد به دینی هستی، از دین کمک بگیر و اگر دینی نداری در اسرع وقت مطالعه کن و تحقیق کن و بهترین دین را انتخاب کن و بعد در انتخاب مسیر صحیح از دین هم کمک بگیرد.
کمک خواه: بعدش چه باید بکنم؟
عقل: سوال نابجایی پرسیدی. اگر واقعا می خواهی مشکلاتت حل شود به حرف اولم گوش کن و حرکتت را شروع کن. در وسط راه حتما به تو کمک خواهم کرد.
کمک خواه: از کجا شروع کنم؟
عقل: بهترین زمانهایت را که در آن تمرکز فکری خوبی داری انتخاب کن و در جای خلوتی بنشین و خودت را بنویس.
کمک خواه: “خودت را بنویس” یعنی چه؟
عقل: منظورم آن است که هر چه درباره خودت، علاقه هایت، نفرت هایت، اهدافت، موانع پیشرفتت، نقطه های قوت و نقطه های ضعفت، همه و همه به ذهنت می آید را بنویس. با خودت هم تعارف نکن و هرچه می دانی بنویس. فراموش نکن که درباره درستی و غلطی هم بنویسی که به نظرت چه کاری درست است و چه کاری غلط است. اینها همه کمک می کند که خودت رو بهتر بشناسی. وقتی خودت رو بهتر شناختی، راه و زندگی ات رو هم بهتر می شناسی. راه زندگی ات روشن می شه و از سردرگمی ها و فکرهای بیهوده بیرون می آی و امیدوارم اینجوری اون اشکال اولیه ات هم که گفتی – وقت کم می آری- هم حل بشه.
راستی می تونی از دیگران هم کمک بگیری. اگر نیاز به کمک داری خوب تحقیق کن و مشاور خوبی پیدا کن که تو این نوشتنها به تو کمک فکری بده؛ اما هیچ مشاوری نمی تونه از خودت برای خودت دلسوزتر باشه. پس سنگینی این کار رو خودت به دوش بگیر؛ اما اگه از مشاوری کاردان و مطمئن هم استفاده بگیری عالی می شه.

“خودت را بنویس” یعنی چه؟
عقل: منظورم آن است که هر چه درباره خودت، علاقه هایت، نفرت هایت، اهدافت، موانع پیشرفتت، نقطه های قوت و نقطه های ضعفت، همه و همه به ذهنت می آید را بنویس. با خودت هم تعارف نکن و هرچه می دانی بنویس. فراموش نکن که درباره درستی و غلطی هم بنویسی که به نظرت چه کاری درست است و چه کاری غلط است. اینها همه کمک می کند که خودت رو بهتر بشناسی. وقتی خودت رو بهتر شناختی، راه و زندگی ات رو هم بهتر می شناسی. راه زندگی ات روشن می شه و از سردرگمی ها و فکرهای بیهوده بیرون می آی و امیدوارم اینجوری اون اشکال اولیه ات هم که گفتی – وقت کم می آری- هم حل بشه.

کمک خواه: مگر شما که “عقل” هستین کمبودی دارین که من به مشاور نیاز پیدا کنم؟
عقل: نگفتم که حتما مراجعه کنی. گفتم خوب است مراجعه کنی. راستش رو بخوای این حرف رو هم برای کمک به خودم زدم. آخه ما عقل ها زبان هم را بهتر می فهمیم. می خواستم از عقل مشاور هم برای تکمیل خودم استفاده کنم. حالا که صحبتمون به اینجا کشیده شد، بذار اینو هم بگم که حالم از کسانی که بیخود سراغشون میری به هم می خوره. اگه می خوای تنبلی کنی و بدون تحقیق افرادی که صلاحیت ندارن مراجعه کنی همون بهتر که تنهایی فکر کنی. دنبال کسی برو که عقلش را قبول داری و تجربه اش را قبول داری و عقایدش را هم قبول داری و از او راهنمایی بخواه.
کمک خواه: دیگه چه کار کنم؟
عقل: مگه این چیزهایی که تا حالا بهت گفتم رو شروع کرده ای که این سوال رو می پرسی؟ تو همون کسی نیستی که شاکی بودی که «وقت کم می آورم»؟ پس چطور این همه وقت برای سوال پیچ کردن من داری؟
کمک خواه: ببخشید.
عقل: کار را شروع کن و بهترین وقتت را برای شناختن اهداف خودت و ارزشهایی که در زندگی تا آخر عمر قبولش داری و نقطه های قوت و ضعفت صرف کن. برای استفاده کردن وقتت با دوستها و بازی و تلویزیون و کامپیوتر، خسیس باش و بهترین زمانهایت را به خودت اختصاص بده.
کمک خواه: متشکرم و خداحافظ.
عقل: اگر دعایم کردی خدا حفظم کنه، من هم برای تو دعا می کنم؛ اما اگر فکر کردی الان داریم از هم جدا میشیم، یادآوری می کنم که ما هرگز از هم جدا نخواهیم شد. همیشه کنارت هستم و کمک می کنم.
البته اگه ببینم حرف خودت رو هم قبول نداری و به جای آنکه برای حل شدن مشکلات خودت وقت جدی بذاری، باز می ری سراغ استفاده کردن وقت برای دیگران، من هم شروع می کنم به اینکه تو رو جدی نگیرم. آخه من که شخصی غریبه نیستم. من هم روی دیگری از خودت هستم. موفق باشی.




لینک منبع

مطلب مصاحبه ای کوتاه با عقل؛ احساس آشفتگی و سردرگمی از کجا می‌آید؟ در سایت مفیدستان.


لینک منبع و پست :مصاحبه ای کوتاه با عقل؛ احساس آشفتگی و سردرگمی از کجا می‌آید؟
http://mofidestan.ir/%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%b9%d9%82%d9%84%d8%9b-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%a2%d8%b4%d9%81%d8%aa%da%af%db%8c-%d9%88-%d8%b3/



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : نویسنده
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :